السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
511
تفسير الميزان ( فارسي )
جنس بشر و پدرش از ملائكه بوده . و از آن جمله اختلاف در اين است كه وى چه سمتى داشته . در بيشتر روايات آمده كه ذو القرنين بنده اى از بندگان صالح خدا بوده ، خدا را دوست مىداشت ، و خدا هم او را دوست مىداشت ، او خيرخواه خدا بود ، خدا هم در حقش خيرخواهى نمود . و در بعضى « 1 » ديگر آمده كه محدث بوده يعنى ملائكه نزدش آمد و شد داشته و با آنها گفتگو مىكرده . و در بعضى « 2 » ديگر آمده كه پيغمبر بوده . و از آن جمله ، اختلاف در اسم او است . در بعضى « 3 » از روايات آمده كه اسمش عياش بوده ، و در بعضى « 4 » ديگر اسكندر و در بعضى « 5 » مرزيا فرزند مرزبه يونانى از دودمان يونن فرزند يافث بن نوح . و در بعضى « 6 » ديگر مصعب بن عبد اللَّه از قحطان . و در بعضى « 7 » ديگر صعب بن ذى مرائد اولين پادشاه قوم تبعها ( يمنىها ) كه آنان را تبع مىگفتند ، و گويا همان تبع ، معروف به ابو كرب باشد . و در بعضى « 8 » عبد اللَّه بن ضحاك بن معد . و همچنين از اين قبيل
--> ( 1 ) اين روايت الدر المنثور ( ج 4 ، ص 241 ) از ابن ابى حاتم و ابى الشيخ از امام باقر ( ع ) و در تفسير برهان ( ج 2 ، ص 483 ) از جبرئيل بن احمد از اصبغ بن نباته از على ( ع ) و در نور الثقلين ( ج 3 ، ص 294 ، ح 201 ) از اصول كافى از حارث بن مغيرة از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده . ( 2 ) تفسير عياشى ( ج 2 ، ص 340 ح 75 ) از ابى حمزه ثمالى از ابى جعفر ( ع ) ، و الدر المنثور ( ج 4 ، ص 241 ) از ابى الشيخ از ابى الورقاء از على ( ع ) روايت كرده و در آن معنا روايات ديگرى نيز هست . ( 3 ) تفسير عياشى ( ج 2 ، ص 341 ح 79 ) از اصبغ بن نباته از على ( ع ) و در برهان ( ج 2 ، ص 486 ح 27 ) از ثمالى از امام باقر ( ع ) نقل شده . ( 4 ) اين معنا از روايت قرب الاسناد حميرى از امام كاظم ( ع ) و از روايت الدر المنثور ( ج 4 ، ص 241 ) از عده اى از عقبة بن عامر از رسول خدا ( ص ) و نيز روايت ديگرش از عده اى از وهب استفاده مىشود . ( 5 ) در الدر المنثور ( ج 4 ، ص 242 ) است كه ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ از طريق ابن اسحاق از بعضى از اهل كتاب كه مسلمان شدهاند روايت كرده . ( 6 ) البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 104 ط بيروت . ( 7 ) البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 105 نقل از ابن هشام از كتاب تيجان . ( 8 ) خصال ( ص 255 ، ط جامعه مدرسين ) ، از محمد بن خالد بطور رفع او در البداية و النهاية ص ، از زبير بن به كار از ابن عباس نقل شده .